حروف آخر سال تحصیلی 92/93


 "هو العلیم"  

 

 "جزکعبه تنهامدرسه است که همه سوی آن قبله است."

چه خوب و زیباست ورق زدن خاطرات گذشته ، انگار همین دیروز بود ، زنگ مهر را نواختیم و"مدرسه ایساختیم در محله عشق ، خیابان عقیده ، کوچه مهربانی ، باسقفی ازخورشید ، آجرهایش ستاره ، ملاتش روشــنایی ،مالامال ازاندیشه های بلند،لبریزاز شور و شعــور ، پر از سـرود عطوفـت،  "و آنگاه اول روز حضور شادمان در کلاس ، ورود معلم ، برپا و برجا ،بفرماها و .... آمدیم و رفتیم ، آمدیم و خواندیم، آمدیم وآموختیم ، آمدیم و شنیدیم ، آمدیم و دیدیم ، آمدیم و فهمیدیم و آمدیم و ماندیم ، نه خودمان که دلمان ، در کلاسی که بوی خدا می داد ، در کلاسی که درس علوم آن از سرزمین یکرنگی و خلوص و درس هدیه ها و قرآن آن حقیقت بر زبانش جاری بود و درس ریاضی که همه خطهایش راست بود .درس فارسی آن بر پایه « خود نظم باوری » و « مثبت نگری» بود و ما هر روز « یک گام به جلو» بر داشتیم ، آموختیم که « تشکر » کنیم از خدا ، پدر ، مادر ، معلمین و هر کسی که دلسوز ما بود . چقدر ،عالی بود وقتی فهمیدیم « شروع بی نقص » و با « جدیت در تحصیل علم و اخلاق » چه قدر ما را به قله های موفقیت نزدیکتر می کند . رقابتها و رفاقتها ، صحبت ها و مراسم جای خود را داشت . تا چشم گشودیم آن آغاز به پایان آمده بود و ما به ایستگاه تابستان رسیدیم ، که می ایستیم نه برای همیشه ، که برای آغاز حرکتی با شکوه تر ، گرد خستگی راه ستانیم ، روح و جسممان را به آرامش رسانیم و دوباره از آغاز ..... می دانم وقتی مهر سال بعد تو را می بینم با خود خواهم گفت : ماشاء ا... چقدر بزرگ شده ای ! اما نه به سال نه به جسم ، که به عقل و شعور ، نه به قد و قامت که به احساس و فهم . می دانم قطره ای ، دریا خواهی شد . جویباری ، رود خروشان خواهی گردید و آنقدر وسعت خواهی یافت که تبلور اندیشه های بزرگ شوی . می دانم بزرگ خواهی شد ، بزرگ خواهی شد ، بزرگ خواهی شد ،می دانم که تو ایمان داری و می دانی و آنگاه با تو حرف خواهم زد و حرف خواهم شنید،از زندگی ورسم خوشایندآن

/ 0 نظر / 28 بازدید